اینکه انتخابات تمام شده همه ما بوضوح دیده وشنیده ایم ؛ اما سوال اساسی اینجاست که آیا بعد از هشت سال از سقوط امارات متحده طالبان و مصرف شدن پولهای گزاف برای پیاده کردن دموکراسی در کشور ما توانیستیم به آن چیزیکه بنام دموکراسی است برسیم ؛و یا در مسیر درست هستیم ! سوالی است که این انتخابات تاجای به آن پاسخ داد؛ با اینکه همه مردم به این انتخابات تا قبل از برگذاری شدن اش آنرابعنوان یک نقط تحوال در کشور می نگریستن؛ اما این فرصت هم از دست مردم افغانستان گرفته شد ؛ وبرگهای رای دریک انتخاباتی تقلب آمیز بی ارزش شد و همانند برگهای درخت برزمین ریخت؛ و به رغم ادعاهای زیاد مبنی بر تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری آقای کرزی با حدود نیم ملیون رای تقلبی بعنوان برنده اعلان گردید؛ اما اینکه کدام دموکراسی این انتخابت را تائید کرد چیزی است که در پرده ابهام قرار دارد؛ زیرا مطابق قانون اساسی افغانستان یک رییس جمهوری مطلق باید برگزیده از رای مردم باشد و هیچ مرجع یا تشکیلات دیکرقادر به انتخاب آن نخواهد بود ؛ با توجه به این قانون گریزی آنچه واضح است آقای کرزی به این مقام گمارده شد ه است نه انتخاب .
این امرباعث شد تا دموکراسی تازه متولد شده در کشور مسدود گردیده ؛ و آقای کرزی این روزها از هرطرف تحت فشارقراردارد ؛ تابتواند حد اقل خواستهای اربابان خودرا برآورد کند؛ نه خواست های مردم افغانستان را ؛ اما این همان باتلاقی است که آقای کرزی ودولت پوشالی او درطول این هشت سال برای مردم ما به ارمغان آورد ه است ؛ حال از تغیرات اساسی درکشور سخن میگوید ؛اما نه موقعیت کرزی چنین اجازه ی به او میدهد و نه عمل کرد او ؛و این سخنان تنها برای فریب عوام سروده میشود از خورشید هم درخشان تر است زیرا کسانیکه دراین مسیر جناب کرزی را همراهی و کمک کرد اند همواره مورید اتهام بوده اند و اکنون خودرا در بازوی راست و چپ کرزی آویزان کردند ؛ وسنک معاونت را بر سنیه خود میزند این افراد همان جنگسالارانی دیروزی هستند که اکنون از قوم ومردم خود رانده شده است ؛ وحال خودرا در طویله کرزی یافته و نماینده مردم افغانستان میداند.
ازسوی دیگر اگر نگاهی مختصری به کارنامه دولت آقای کرزی در طول این هشت سال بیاندازیم شعارهایکه امروز داده میشود بدور از توان جناب آقای رییس جمهور است زیرا رفتارهای ناسنجیده و سیاست های نادرست ایشان باعث شده تا ایمروز اوضاع کشور وخیم تر از قبل گردد
اگر ایشان از همان ابتدا تنها بفکرحکومت کردن و جمع کردن ثروت نمی افتیدن و رفتارمحکمتری نسبت به اختلاس و فساد اداری از خود نشان میداد اکنون کشور در این گرداب فساد قرار نداشت ؛ زیرا فساد واختلاس امروزه در دولت کابل بیک امری عادی تبدیل شده است ؛ و این از هر دشمن داخلی و خارجی بدتر است . چند هفته پیش ليستي از مقام هاي پيشين حكومت افغانستان که متهم به فساد مالی هستند از سوي لوي سارنوال افشا شد؛ واینگونه حرکات هیچ پیامد اساسی را در بر نخواهم داشت زیرا آقای کرزی در شرایط کنونی که از هر طرف تحت فشار قرار دارد قصد دارد با اینگونه افشاگری تعهد و صداقت خودرا برای مردم و جامعه جهانی به نمایش بگذرد ؛ اما سوال اساسی این است که این اين اقدام ها تا چه ميزاني در مبارزه با فساد موثر است ؛ در شرایط کنونی این امر تنها برای انحراف افکار عمومی و جامعه بین المللی صورت گرفته است ؛ تا افکار مردم را از تقلب در انتخابات و کشمکش درساختارحکومت جدید دور نگهدارد ؛ همگی ما بخاطرداریم که لوی سارنوال گذشته آقای ثابت در دوران خود با چی شعار وهیاهویی این مبارزه راآغار کرد اما اکثر متهمان به فساد نه تنها از سوی دولت عفو گردید بلکه در مقام های بالاتری منسوب شدن ؛ و اکنون این شعار هم هیچ دست آورد نخواهم داشت زیرا این اقدام ها بیش از اینکه یک مبارزه با فساد باشد یک تاکتیکی سیاسی بیش نیست که برای رد گم كردن چهره هاي اصلي فساد، واختلاس و باندهاي قدرتمند در کشور میباشد.
حکومت کنونی به خوبی میداند که فساد و اختلاس روزبروز در کشور رونق پیدامیکند و چی کسانی در این امردست دارند پس اگر واقعا اين مبارزه صادقانه و جدي است بهتر است که از مقام های بر حال این امر خیر شروع شود نه تنها از چهره های سوخته ی گذشته برای رد گم کردن مظنونان کنونی.








