تبليغاتX

مدیریت ویبلاک "صدای های خاموش " ورود شما دوستان را خوش آمد میگوید صداهای خاموش


همانطوری که همگان درجریان هستیم با افزایش روزافزون آلات فشاربرمردم هزاره ازراه های گوناگون، حکومت فاسد وتمامیت خواه با همدستی برادران تروریست رئیس جمهور، کوچیان مسلح را به یک آفت فصلی مبدل نموده اند که همه ساله با استفاده از آنها علیه مردم هزاره به مقاصد شوم وغیرانسانی خود دست میابند.

قرارمدارک و شواهد آشکارازاثرحملات وحشیانه طالبان کوچی، سالانه هزاران تن از مردم بیگناه هزاره بی خانمان شده، اموال و دارایی ناچیز شان به تاراج رفته و ده ها تن دیگرآنان به شهادت میرسند. با آنکه رهبران منفعل مردم هزاره به دلیل منافع شخصی شان دربرابراین مسئله سکوت اختیارنموده اند، اما سکوت مردم سرفراز هزاره که درطول تاریخ یک ملت رهبرسازبوده درشرایط فعلی جایز نخواهد بود، بیایید ما ملت دست به کارشویم تا باشد رهبران نیزسکوت شانرا بشکنند.

درسناریوی طویلی که علیه هزاره ها درحال طرحریزی است، مسئله کوچی طالبان، یکی از آلات فشاربالای هزاره هااز طرف دشمنان مردم هزاره در نظر گرفته شده است. درحالیکه مسئله امتیازدهی یک طرفه و بدون قید و شرط به طالبان و بازگرداندن دوباره آنان روی قدرت، کشتار زنجیره ای و پلان شده نخبگان هزاره و وضع محدودیتهای جغرافیایی علیه مردم هزاره ازطریق غضب جایداد شان با توصل به زور و کوچ دهی اجباری آنان مسایل حیاتی ای درزندگی مردم هزاره اند که نیاز به تآمل کافی دارند.

بدین منظور، هزاره های ایتالیا همگام با سایرهزاره های متعهد جهان،همانند سالهای گذشته با راهپیمایی ای صلح آمیز، جنایات وحشیانه طالبان کوچی در ناهور، بهسود و دایمیرداد و قتل زنجیره ای و پلان شده نخبگان هزاره را محکوم نموده اعتراض شان را علیه پروسه بخشش و امتیاز دهی یک جانبه به طالبان نیزابرازمیدارند. 

در این راهپیمایی قراراست تعداد کثیری از مردم هزاره و غیر هزاره ازشهرهای مختلف ایتالیا به شهرمیلان درشمال ایتالیا رفته ضمن محکوم نمودن اعمال وحشیانه وغیرانسانی طالبان کوچی، فریاد عدالت، برادری و برابری سردهند. آنان دراین تظاهرات با استفاده ازفضای آزاد و دموکراتیک درکشورمحل اقامت شان، ازیگانه سلاح قوی “اعتراض مدنی” کارگرفته ازسایرهزاره های جهان نیزمیخواهند سکوت شانرا شکسته تا دیرنشده صدای اعتراض شان را به جهانیان برسانند.

بیایید درهرجای جهان که هستیم با سردادن شعارعدالت، برادری و برابری علیه ظلم، بی عدالتی، تبعیض نژادی و کشتارجمعی هزاره ها اقدام نماییم.

تظاهرکنندگان در ایستگاه مرکزی قطار شهرمیلان جمع شده ازآنجا به طرف میدان لیوناردو داوینچی (پلیتکنیک میلان) راهپیمایی مینمایند.

از تمامی هزاره ها و سایراقوام با هم برادرافغانستان مقیم ایتالیا دعوت به عمل میاید تا با حضورگسترده و پرشورخویش این راهپیمایی را به مشت آهنینی علیه تبعیض، کشتار جمعی ، بی عدالتی و کوچ اجباری درافغانستان تبدیل نمایند.

وعده ما: روز شنبه نهم جولای دوهزار ویازده ازساعت چهارالی هفت بعد از ظهربه وقت محلی

مکان: از ایستگاه مرکزی قطار(استازیون چنترالی) شهرمیلان تا میدان لیوناردو داوینچی (پلیتکنیک میلان)

منبع مردم هزاره 

+ نوشته شده توسط کریمی در 7 Jul 2011 و ساعت 3 AM |

 یکبار دیگر سال نو ؛ و نوروز1390   را برتک تک شماخوانندگان عزیز وخانوده های تان تبریک میگویم.

یک سال دیگر را در این دنیا مجازی در کنار شما سپری کردم  این بهترین فرصت است تا از همه شما دوستان عزیز تشکر کنم؛که گاهگاهی ازوبلاک من دیدن کردید؛ وبا نظرات خودتان این حقیر را یاری کردید.

دلم میخواد بنویسم ؛هرچه که در دل دارم وهرچه که می بینم؛ دلم پراز ماجرا و حرفهای نگفته است ؛ اما دچارقبض قلمی شده ام ؛نمیدانم اسمش را قبض قلمی بگذارم ؛یا تنبلی؛ یا خود سانسوری ؛اما هرچه که است من بعنوان یک نویسنده ی غیرحرفه ی در سال گذشته خیلی کم کار بودم . با این همه  توانستم دوستان زیادی پیدا کنم؛ و اولین تجربه ام را در صنعت" سینما " در کنار دوستانی خوبم امتحان کنم.

اکنون که این پست را می نویسم در جای ام تنها ؛ و در کشوریکه نوروز ما هیچ رنگ و بوی ندارد. دلم برای خانواده و کشورام خیلی  تنگ شده است ؛امیدوارم که شما سال خوبی را درکنار خانواده و دوستان تان سپری کند؛و سال پر برکت داشته باشید.

+ نوشته شده توسط کریمی در 21 Mar 2011 و ساعت 2 AM |


معصومه خدا نظر

زنان مهاجر افغانستانی در ایران در چند چیز باهم فرق دارند. اول اینكه از وضعیت های متفاوتی به ایران مهاجر شده اند، وضعیت هایی با نسبت های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی متفاوت. مثلا زنان مناطق روستاهای مركز افغانستان شكل و آداب زندگیشان با زنان مناطق شهری كابل و مزار یا زنان مناطق جنوب و غرب افغانستان خیلی تفاوت دارد؛ و دو دیگر وضعیت فعلی اجتماعی آنها نیز آنها را از هم متمایز می كند.

گروهی اینجا از مواهب و امكانات بهتر زندگی برخوردار شده اند و گروهی اصلا نه. بعضى به اجتماعات فرهنگی جمهوری اسلامی مثل دانشگاه ها، فرهنگسراها و مراكز آموزشی راه یافته اند. بعضى ديگر به خاطر شكل متفاوت اقامت از لحاظ پناهندگی، مهاجرت یا حضور غیر قانونی در ایران شايد حتى به مدرسه راه پيدا نکرده اند. با این وجود همه این جمعیت متنوع در چند چیز مشتركند.

اول این كه علیرغم این كه در ایران زندگی می كنند هیچ وقت نتوانسته اند در فضای اجتماعی ایران حل شوند یا خود را جزئی از این محیط بدانند و اغلب مناسباتشان درون قومی است و بیشتر باهمدیگر سروكار دارند. حداقل می شود گفت تا این اواخر همین طور بوده است. حتی برخورد آنها با محیط میزبان نیز با جبهه گیری و تعصب همراه بوده است.

نوستالژی وطن بخصوص بخاطر سال ها دوری و شناخت غیر دقیق از وطن- وطنى که برای آنها كاملا انتزاعی بوده است- همیشه در بین این زنان تب داغی داشته است.

از جانبی جبهه گیری و شكایت آنها در برابر فرهنگ و جامعه ایرانی نیز خودش به نوعی رواج و رسم تبدیل شده است.

به همین دلایل آنها علیرغم همه تفاوت هایشان در مقابل جامعه ایرانی كنش های مشتركی داشته اند. به ندرت كسی از آنها ( جدای از قوانین دولتی و سنتی افغانی ) در ایران شاغل شده اند و به این جهات اکثرا تودار، درونگرا و پرخاشگر به نظر می آیند.

در سینه ات می میرد آخر ماه و ماهی ها
آن وقت در لای ولجن درگیر می میری
دیوانه ای كه با دهانی پر ز مروارید
در آبگیری كوچك و دلگیر می میری
محبوبه ابراهیمی

حالا غروب ها به افق خیره می شود
گنجشك كوچكی كه پریدن بلد نبود
وجیهه خدانظر

زهرا حسین زاده

تو از شن های سرگردان نفهمیدی كه دریا چیست
دهانت بوی ماهی می دهد دست از سرم بردار
زهرا حسین زاده

دنیا را بالا بیاور
بگذارمرگ تو را تجربه كند
دختری كه قبیله اش را باخته است
لینا نبی زاده

این سو كنار مرز نشسته است انتظار
آن سو شكفته است لب رود نوبهار
این سو شكسته تلخ غزل در گلوی من
آن سو شكفته شعربه لب های قندهار
محبوبه ابراهیمی

این نوع نوستالژی تنها به ذكر رنج های غربت و ابراز بی همدلی و یاد شهرها، پناهگاه ها و نشانه های وطن خلاصه نمی شود بلكه حتی گاهی به رجزخوانی وكنایه و گوشه زدن به جامعه میزبان نیز می انجامد.

و نعمتی است كه ماندم كنار سایه باغت
چه سنگ ها كه نخوردم از آسمان وكلاغت
محبوبه ابراهیمی

دومین نقطه اشتراك زنان مهاجر افغانستان در ایران این است كه علی رغم همه جبهه گیری ها و جریده روی ها به شدت تحت تاثیر غیرمستقیم فرهنگ و جامعه ایران قرار گرفته اند. می گویم غیر مستقیم به این خاطركه شناخت آنها از جامعه ایرانی به سبب ارتباط و رفت و آمد با آنها نبوده است، بلكه بیشتر از جانب رسانه های دیداری، شنیداری و خواندنی بوده است. مثل تلویزیون و برنامه های تبلیغاتی آن، رادیو، روزنامه و كتاب.

مبرهن است كه چنین آشنایی تقریبا آشنایی كاذب و مبهمی است. این تاثیر كه من براساس قاعده ای از ژاك لاكان، فیلسوف فرانسوی آنرا استنتاج كرده ام در زندگی مهاجرین افغانستانی در ایران نمود بسیاری دارد. از لهجه درهمی كه نه افغانی است و نه ایرانی گرفته تا زوایای مختلف زندگیشان كه آنها را در استیصال شدیدی بین زندگی سنتی خودشان و زندگی تازه آموخته قرار داده است.

معصومه صابری

این سوی پنجره چشم های من
رویای تورا
در ناباوری عشق دوخته اند
دوست دارم وسعت پوستم را
با الكین آفتاب صبح…
معصومه صابری

در این شعر یك جا شاعر از واژه پنجره به جای كلكین كه در افغانستان گفته می شود استفاده كرده است و درجای ديگر واژه الكین را آورده است كه در فارسى ايرانى به آن فانوس مى گويند. این ناهماهنگی نه تنها در گفتار و نوشتار بلكه به نوعی سرگردانی در زندگی و اندیشه و آثار خلاقه مهاجرین افغانستانی نیز كشیده شده است.

سومین مشخصه مشترك بین زنان مهاجر افغانستانی پوست انداختن نسل تازه است و تفاوت بسیار عمیق دو سه نسل زنانی كه در ایران زیسته اند و می زیند. نسل تازه تر هر چه پیش آمده بی پروا تر ، جسورترو پرخاشجو تر شده و همانقدر كه به سنت های خودشان بى توجه و در زندگی سردرگم، كم عقیده و بی تفاوت شده اند در همان حال نوستالژی كمترى دارند، جستجو گر، جهان اندیش تر و راحت تر شده اند.

تقصیر من نیست اگر جور دیگری مرده ام
چهره از ملحفه به خیابان تف می شود
من كه از دستمال قرمز مادر هم بی بهانه ترم
با دوست پسرم كه اسم ندارد
انگشت می زنیم
به آنكه جای كسی را تنگ كنیم
مارال طاهری

مریم ترکمنی

من از جهان آزادی می آیم
و مجسمه های آزادی
ماده بودنم را بارها بوسیده اند…
لباس های گشاد بپوشم
و جهنم را با تف كردن نوزادی
سرد كنم
زیرا كه من محراب را نبوسیده ام
مریم تركمنی

زنان این نسل راحت می توانند با نظام خلقت، با خداوند و با تمام مباحث ممنوعه نسل های پیش درگیر شوند. به زن بودن خودشان بپردازند و درباره موضوعات خصوصی مثل عشق حتی همخوابگی، بارداری و زفاف حرف بزنند.

قداست تمام چیزهای قدسی برای این نسل فروریخته و نظام حاكم تابوها را شكسته اند. اگر داشتن دوست پسر برای نسل قبل نوعی تابو بود، برای این نسل تعدد آنها نیز طبیعی است كه می گوید با دوست پسری كه اسم ندارد

شعر زنان مهاجر افغانستان در ابران طی چند نسل تغییرات فراوانی داشته است. در ابتدا شاعرانی بودند كه یا در افغانستان شاعر شده بودند و یا حداقل دانایی شعریشان را آنجا كسب كرده بودند و یا اگر این همه در این سو اتفاق افتاده بود برخورد سنتی و ارزشی و سختگیر آنها ارتباطشان را با جامعه ادبی ایران محدود می كرد. بعلاوه كه خیلی از مضامین راهی به شعرهای آنها نداشت. شعر ها یا فضای بسیار مردانه ای داشتند و یا به دغدغه ها و حماسه های مردانه می پرداختند.

ببین كه در حق ما ظالمان چها كردند
و صد عمارت دیگر ز خون بنا كردند.
زهرا رسولی

ویا اگر زنانه شعر می گفتند باز این شعر احساساتی و رمانتیك و متاثر از چهارپاره های سیمین بهبهانی بود.

هان مگو در بهای زن بودن
گوشه انزوا سزاست مرا
ناتوان ، بینوا ، حقیر ، ضعیف
زآفرینش همین بهاست مرا
دو یتیمم ز من پدر می خواست
سر پرست و ولی و نان آور
چه بگویم چه ها كشیدم آه
گاه بابا شدم گهی مادر
سیمین حسن زاده

با این كه راوی این نوع شعر ها زن است اما نوع نگاه، تسلط ذهنیت مردانه را نشان می دهد. نوع كلمات، خشونت لحن و زبانِ تقریبا كهنه، شعرها را غیر ملموس و شبیه هم می سازد. گویی همه این شعر ها را یك نفر و در پاره های یك شعر نوشته است.

بعلاوه شگرد های ادبی در این نوع شعرها نیز بسیط، ابتدایی و متاثر از فضای كلاسیك است. در سال های بعد با ارتباط شاعران با فضای ادبی مدرن و همین طور آشنایی آنها با مجامع ادبی در ایران نوعِ نگاه، زبان و شعر تغییر پیدا كرد.

دوشیزگان یخ زده در باد گم شدند
عاشق شدند و در شب میعاد گم شدند
فائقه جوادمهاجر

شکریه عرفانی

خبری نیست، جز اینكه
زنی با روسری رسوا
بر زمین می خورد
و می گوید من حوا نیستم
من پیراهن هایم را می شمارم و از خود می پرسم
آیا من حوایم…
شکریه عرفانی

شعر این شاعران حتی به زبان انحصاری خود می رسد و صاحب امضا می شود. لحن، زبان و شگرد های خاص خود را دارد و دغدغه ها و حرف هایشان به راستی می تواند نماینده ذهنیت های فراموش شده بسیاری از زنان مهاجر باشد.

لختی تامل كن ای باد، قدری تحمل كن ای مو
دردت بگیرد به جانم، لحنت بپاشد به ابرو
ای روی بازوی سردم،آتش بگیری بپاشی
سرشار باشی بلندم، با زخمه از زخم زانو
فائقه جواد مهاجر

در سال های بعد كلی نگری به كلی از بین می رود. شاعران دقیق ، جزئی و عینی می بینند و كمتر به سراغ مقولات ذهنی می روند. شعر زنان بیانگر رویاها، آرزو ها، رنج ها و دغدغه های آنان می شود. این تغییر در زبان نیز رخ می دهد. جنس واژه ها به تمامی امروزی می شود و لحن و شگرد های تازه ادبی مثل روایت، تغییر زاویه دید، مونولوگ، دیالوگ، فلاش بك و غیره وارد شعر می شود.

محبوبه ابراهیمی

صبح می شود و باز كودكی بهانه گیر
خستگی، ملال، ‌غم، ‌نان و چایی و پنیر
چشم را نمی شود روی صبح وا كنیم
صبح، چادری به سر رفته پشت نان و شیر
صبح، رخت های چرك ، صبح كوه ظرف ها
در اتاق كوچكی باز می شوی اسیر…
محبوبه ابراهیمی

قسمت هیجانیست كه هر نیمه شب
بر تخت من از روزنه پیغام انداخت
پرنده جان! غم نان حل نمی شود، بنویس
دوشنبه، دوم دیماه پسته می شكنم
زهرا حسین زاده

یك مرد آمده
لباسم كند
بپوشاندم
كبریت بكشد
بی خطرم كند
رحیمه میرزایی

من به خوشبختی مردی می اندیشم
كه هر روز گلی را
از پنجره كوچك تیمارستان
به سویم پرتاب می كند
و مرا به رقص می خواند
مارال طاهری

تف به اهل قبور بفرستیم
لعنت به خواب زن
كه چپش می كنیم
فرصت همین كه نباشیم
ورق می زنم
و چشم می بندم
ورق می خورم و چشم می بندم
به ژست كج و معوج میان بیژامه ات
مریم تركمنی

برگرفته از مردم هزاره 

+ نوشته شده توسط کریمی در 7 Dec 2010 و ساعت 11 PM |

گروه عظیم ازتظاهرات کنند گان ازغرب کابل بسوی مرکز شهر حرکت نموده اما نیروهای پلیس، اردوی ملی ونیروهای امریکایی برای جلوگیری آنها درحال تنگ کردن حلقه محاصره هستند. آنها با شلیک های هوایی میخواهند مردم را متفرق کنند ولی جمعیت خشمگین درحال افزایش است.

ساعت هشت صبح امروز بیست و دوم اسد، درگیری مسلحانه بین کوچی ها و هزاره های ساکن در منطقه جبار خان، در کنار شهرک جاجی نوروز بای در کابل اتفاق افتاد که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از ده تن شده است. این درگیری در مربوطات حوزه سیزدهم امنیتی پولیس و در محدوده های دار الامان، در دامنه های کوه های غربی کابل ( کوه قورغ ) صورت گرفته است.

هزاره ها کوچی ها را در منطقه متهم به تیر اندازی بالای خانه ها و افراد غیر نظامی می کنند، اما کوچی ها مدعی اند که هزاره در این منطقه شروع به حمله کرده اند. در حالیکه شاهدان عینی از کشته شدن تعداد زیاد از هزاره های ساکن در این منطقه خبر داده اند که توسط کوچی های مسلح هدف قرار گرفته اند. اما گزارش ها می رساند که تا هنوز یک تن از هزاره ها در نتیجه شلک افراد پولیس کشته و چند تن دیگر نیز زخمی اند.

گفته می شود درگیری زمانی اتفاق افتاد که مردم برای تثبیت زمینهای خود به منطقه رفته بودند و از طرف کوچی های مسلح مورد حمله قرار گرفتند. گزارشهای اولیه حاکی از آن است که دها تن از کوچی های مسلح بعد از برخورد با مردم منطقه، به تمام کسانی که در محل برای تفریح گرد آمده بودند نیز حمله کرده و چند تن آنها را زخمی ساخته اند.

این منطقه یکی از مناطق مورد منازعه در کابل بین هزاره ها و کوچی ها می باشد که همه ساله مشکلاتی را به بار می آورد اما این بار این رویارویی منجر کشته و زخمی شدن افراد شده است.

مردم پس از کشته شدن یک تن توسط یک مامور پولیس دست به تظاهرات زده و گزارشها می رساند که هنوز صدای شلیک در منطقه شنیده می شود.

این حادثه در منطقه ای از کابل پایتخت اتفاق می افتد که در سه کیلومتری آن یک مرکز مجهز اردوی ملی قرار دارد و هزاران فرد مسلح اردو در آنجا مستقر هستند. مردم محل پولیس را به حمایت از کوچی ها متهم کرده و مدعی اند که پولیس به طرف آنها شلیک کرده اند. اما نیرهای امنیتی ادعا دارند که برای مهار کردن جنگ به منطقه آمده اند و از بروز حوادث وحشت ناک جلوگیری نموده اند.


نیروهای پلیس درحال شلیک بسوی تظاهرات کننده گان (عکس از گیتی امیج)

این حادثه به دنبال حمله کوچی ها در ولسوالی های بهسود و دای میرداد میدان وردک که دهها کشته زخمی برجای گذاشت، اتفاق افتاده است. چند ماه قبل دسته های مسلح از کوچی به ولسوالیهای بهسود و دادی میرداد میدان وردک حمله نموده و تعداد از مردم بی گناه هزاره ها را به شهادت رساندند. آگاهان مسایل بر این عقیده اند که این حرکت ها کاملا سازماندهی شده است، و هدف از این گونه حرکت های مختل کردن اوضاع در شرایط حساس انتخابات دور دوم مجلس نماینده گان می باشد.

رویاروی کوچی ها با هزاره بر سر زمین پیشینه ای طولانی دارد و همه ساله در نقاط مختلف افغانستان این کشمکش ها قربانی های خود را می گیرد، اما این اولین بار است که در کابل این درگیری ها منجر به کشته و زخمی شدن افراد می گردد.

گزارش های تائید ناشده حاکی از آن است که افراد ملا تره خیلی نماینده کوچی ها در این درگیری دست داشته و ظاهرا بیشتر شلیک از سوی نیروهای او صورت می گیرد. تا هنوز آمار دقیق تلفات به دلیل محاصره بودن منطقه از سوی نیروهای امنیتی، وجود ندارد اما احتمال افزایش تلفات غیر نظامیان وجود دارد و ممکن است این رقم افزایش یابد.

گروه عظیم ازتظاهرات کنند گان ازغرب کابل بسوی مرکز شهر حرکت نموده اما نیروهای پلیس، اردوی ملی ونیروهای امریکایی برای جلوگیری آنها درحال تنگ کردن حلقه محاصره هستند. آنها با شلیک های هوایی میخواهند مردم را متفرق کنند ولی جمعیت خشمگین درحال افزایش است.

منبع کابل پرس 

+ نوشته شده توسط کریمی در 13 Aug 2010 و ساعت 11 PM |



به دنبال تهاجم وحشیانه کوچی- طالبان به بهسود و قتل وغارت وبه آتش کشاندن خانه ها، مکاتب ومساجد ؛ ضمن همدردی واعلان پشتیبانی کامل خویش ازمردم بهسود و دایمیرداد؛ بی تفاوتی جامعه بین المللی و دولت افغانستان را نسبت به این غارتگری وتجاوز محکوم نموده وهمگام با دیگرشهروندان افغانستانی دراروپا، استرالیا، کانادا و امریکا؛ به اعتراض های گسترده خویش تا اجرای عدالت ولغو بی قید وشرط اسنادهای جعلی وهزاره ستیز حاکمان خونخوار گذشته ودستگیری و مجازات عاملان قتل وتجاوز دربهسود، دایمیرداد، ناهور و قره باغ، خلع سلاح کوچیها وپرداخت غرامت به آسیب دیده گان بهسود، دایمیرداد، ناهور وقره باغ ادامه خواهیم داد.

وعده ما روزیکشنبه 6 جون 2010 ازساعت سه تا شش بعد ازظهر

مکان: شهر میلان ایتالیا، میدان Duca D’Aosta جنب ایستگاه مرکزی راه آهن.


+ نوشته شده توسط کریمی در 5 Jun 2010 و ساعت 6 AM |